مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
203
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> برپا كند . به أو اجازه داد وآنها را در دار الحجارة منزل داد وهفت روز در آنجا مجلس سوگوارى برپا كردند وهر روز جمع بىشمارى زنهاى شام با آنها در سوگوارى شركت مىكردند ومردم قصد كردند بر خانهء يزيد هجوم برند وأو را بكشند ومروان از اين توطئه خبر شد وبه يزيد گفت : « مصلحت تو نيست كه أهل بيت حسين عليه السلام را در شام نگهدارى . آنها را به حجاز فرست . » يزيد وسايل سفر آنها را آماده كرد وآنها را به مدينه فرستاد . حكايت شده است كه يزيد دستور داد تا سر را بر در خانهء أو آويختند وأهل بيت را به خانهء أو آوردند . چون زنان حرم وارد خانهء يزيد شدند ، از آل معاوية واز آل أبي سفيان كسى نبود كه باگريه وشيون ونوحه بر حسين جلو آنها نيامد . همه جامههاى زيبا وزيور خود را دور انداختند وسه روز ماتم برپا كردند وگفتند كه منزلهايى براي زنان حرم در دمشق خالى كردند وهمهء زنان هاشمىنسب وقرشي تا هفت روز سوگوارى كردند . در ارشاد است كه : دستور رسيد زنان حرم با برادر خود ، امام بيمار در خانهاى پهلوى خانهء يزيد باشند . چند روز در آنجا ماندند . در كامل بهائى است كه چون زنان حرم وارد شدند ، زنان آل أبي سفيان جلو آنها آمدند ودست وپاى دختران رسول اللَّه را بوسيدند وتا سه روز نوحه وگريه كردند . هند ، زن يزيد سر برهنه كرد وجامهها دريد وپرده را بركنار زد وپاى برهنه در مجلس يزيد دويد وگفت : « اى يزيد ! تو دستور دادى سر حسين را بر در خانه ، بالاى نيزه زنند . » يزيد كه تاجى مكلل بدر وياقوت وگوهرى پربها بر سر داشت ، چون زنش را به اين وضع ديد ، از جا پريد وأو را پوشاند وگفت : « اى هند ! عفو كن وبر پسر دختر رسول خدا گريه كن ! » بدانكه چون يزيد به دختران رسول وذريهء طاهره اجازه داد بر حسين نوحهگرى كنند وماتم برپا كنند وبه علي بن الحسين وعده داد كه سه حاجت از أو برآورد ، به گفتهاى تا هشت روز عزادارى كردند وروز هشتم يزيد آنها را خواست وبه آنها پيشنهاد كرد كه در دمشق بمانند وآنها نپذيرفتند وگفتند : « ما را به محلّ هجرت جدمان ، مدينه روانه كن . » يزيد نعمانبن بشير يكى از أصحاب رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم را خواست وبه أو دستور داد : « زنهاى حرم را آمادهء سفر كن وهرچه مىخواهند تهيه ببين وبا آنها مردى از أهل شام كه امين ودرستكار باشد ، گسيل كن ولشكر وخدمتكارى هم با آنها بفرست . » سپس جامه وبخشش به آنها داد وارزاق ونان سفره براي آنها مقرر كرد . شيخ مفيد گويد : چون خواست آنها را آماده كند ، علي بن الحسين عليه السلام را در خلوت طلبيد وگفت : « خدا پسر مرجانه را لعنت كند . به خدا اگر من با پدرت طرف شده بودم ، هرچه از من مىخواست به أو مىدادم وبه هر وسيله مىتوانستم ، جلو مرگ أو را مىگرفتم ولى خدا چنين مقدر كرده بود . تو از مدينه به من نامه بنويس وهرچه خواهى ، برآورده است . » -